صفحه ی دوم



چیزایی که می نویسم دیگه زنده نمیشن .
یعنی این طوری بهت بگم که ، دوست ندارم بشن ...
می دونی ؟!
یه سری کلمات مرده !!
یه آشغالدونی ذهن ...
همین و بس


صفحه ی اول



خوب گوش کن ...
می خوام از یه روز قرمز برات بگم :
قرمز ؛
قرمز ؛
قرمز ؛
...
می فهمی چی میگم ؟!


شروع دوباره


تیریپ روشنفکری ؛
تیریپ هنری ؛
حال می کنی باهاش ؟!
می دونی
من امروز همان آدمی نیستم که دیروز بودم !
اصلا ، راستشو بخوای
فقط می خواستم بگم :
نمی دونم از کجا شروع کنم ؟!
ایده می خوام ، از اون باحالاش ...