دیار خلوت
صفحه ی دوم
چیزایی که می نویسم دیگه زنده نمیشن .
یعنی این طوری بهت بگم که ، دوست ندارم بشن ...
می دونی ؟!
یه سری کلمات مرده !!
یه آشغالدونی ذهن ...
همین و بس
+
نوشته شده در
2007/9/20
ساعت 0:14 توسط سمانه |
صفحه ی اول
خوب گوش کن ...
می خوام از یه روز قرمز برات بگم :
قرمز ؛
قرمز ؛
قرمز ؛
...
می فهمی چی میگم ؟!
+
نوشته شده در
2007/9/17
ساعت 21:26 توسط سمانه |
شروع دوباره
تیریپ روشنفکری ؛
تیریپ هنری ؛
حال می کنی باهاش ؟!
می دونی
من امروز همان آدمی نیستم که دیروز بودم !
اصلا ، راستشو بخوای
فقط می خواستم بگم :
نمی دونم از کجا شروع کنم ؟!
ایده می خوام ، از اون باحالاش ...
+
نوشته شده در
2007/9/15
ساعت 22:0 توسط سمانه |
گفتنیها کم نیست،
من و تو کم گفتیم،
مثل هذیان دم مرگ،
از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم.
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
خرداد ۱۳۸۷
اردیبهشت ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهریور ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
مهر ۱۳۸۴
شهریور ۱۳۸۴
پیوندها
فصل خاکستری
BLOGFA.COM